سؤالاتی برای ق.سلطانی و چ.هوکما

در ۹ ژانویه، قربان سلطانی به عنوان کشیش BEFG به عنوان بخشی از این مراسم منصوب شد.
مجله DIE GEMEINDE از کشیشان جماعت درخواست مصاحبه کرد. اینجا می توانید آن را از قبل بخوانید.
مسیرهای جدید در یک شهرداری «قدیمی»
جماعت هامبورگ-آلتونا از نوامبر ۲۰۲۱ دوباره دو کشیش داشته است. این در واقع برنامه ریزی نشده بود. با این حال، دلیل خوبی وجود دارد که چرا کشیش جدید جماعت از افغانستان آمده است.
دی گماینده: شما، یعنی شهرداری آلتونا و قربان سلطانی، چگونه با هم متحد شدید؟ و چرا با هم جور می شوید؟
کارستن هوکما:مسیحیان افغانستان و ایران بیش از ۲۰ سال است که در جماعت ما گرد هم می آیند. یک افغان و یک برادر آلمانی دهه هاست که به طور فشرده از این گروه مراقبت کرده اند.
با این حال، مناطق تماس با بقیه جامعه به هر دلیلی بسیار محدود بود. این دو برادر اکنون تقریبا ۸۰ ساله هستند. پس در هر مورد.... و کار کمتر نمی شود. پس از چندین تلاش برای جلب حمایت، در ابتدای سال ۲۰۲۱ از BEFG مطلع شدیم که می توانیم به Qorban مراجعه کنیم. او تازه برنامه PIAP را در الستال به پایان رسانده بود.
قربان سلطانی:من از سال ۲۰۱۵ در آلمان بوده ام. جماعت متمن سال ها خانه من بود. آن ها خیلی به من کمک کردند و این امکان را برایم فراهم کردند. خانواده ام، من متأهل هستم و سه دختر دارم، در سال ۲۰۱۷ به آلمان آمدند. من به عنوان تکنسین مکاترونیک خودرو آموزش دیدم و همزمان دوره کارآموزی ام را در الستال گذراندم. و بعد تلفن زنگ خورد.
کارستن هوکما:… بله، وقتی کارش در الستال تمام شد، بالاخره توانستیم با او تماس بگیریم. اولین تماس تلفنی رو یادمه. جرقه ای بود. از فوریه تا سپتامبر، همه چیز آنقدر سریع اتفاق افتاد که بسیاری از مردم جامعه از معجزه سخن می گویند. با این حال، بحث های اساسی زیادی باید انجام می شد که به دغدغه های فرهنگی و معنوی در گروه برادران افغان و ایرانی مربوط می شد. در مورد بخش آلمانی تبار جامعه، همیشه این حس را داشتم که آن ها فقط منتظر بودند تا قربان بالاخره با خانواده اش به هامبورگ نقل مکان کند.
قربان سلطانی:بله، اینجا با گرمی پذیرفته شدم و فکر می کنم بعد از ماه هایی که اینجا کار کرده ام، واقعا با هم جور شدیم. احساس می کنم جماعت از هر کاری که با هم انجام می دهیم بسیار خوشحال است. و متوجه شدم که نگرانی مشترکی داریم. ما می خواهیم مردم شادی را در ایمان تجربه کنند و همچنین به ایمان بیایند. ما مکمل خوبی برای هم هستیم.
جامعه: قربان، می توانی چند جمله درباره زندگی ات برایمان تعریف کنی؟
من در افغانستان به دنیا آمدم و بزرگ شدم. و همچنین به مدرسه رفت. بعد از مدرسه، در سال ۲۰۰۷ از طریق خانواده برادرشوهرم به هند آمدم. متأسفانه بدون همسر و دخترم. در هند با مسیحیت آشنا شدم. و من تعمید گرفتم. بعد از تعمید گرفتن، خواستم به خدا خدمت کنم. کشیش جماعت سرخپوستان مطمئن شد که بتوانم چند درس پایه الهیات را بگذرانم. در سال ۲۰۱۳ به افغانستان برگشتم. در پایان سال ۲۰۱۳ به ایران مهاجرت کردم. من آنجا به عنوان صنعتگر کار می کردم. در سال ۲۰۱۵ به متمن رسیدم و در سال ۲۰۱۶ برنامه PIAP را در الستال راه اندازی کردم. در متمن، داوطلب شدم، کمک کردم، ترجمه کردم، دوره های تعمید گرفتم، موعظه کردم و در رهبری کلیسا کار کردم. و حالا ما در آلتونا هستیم....
دی گماینده: کارستن، می توانید چند جمله درباره شهرداری آلتونا بگویید – نه درباره تاریخ (که آن هم طولانی و هیجان انگیز است)، بلکه درباره وضعیت کنونی؟
کارستن هوکما: تاریخچه؟ ما به تازگی صد و پنجاهمین سالگرد را جشن گرفتیم. هدیه؟ در سالگرد، به وضوح متوجه شدیم که جامعه و جامعه نه تنها بلکه به دلیل «کاتالیزور کرونا» چقدر تغییر کرده اند. ما با چالش های بزرگی روبه رو هستیم. ارتباط اعضای ما به عنوان مسیحیان در زندگی روزمره شان قطعا بسیار زیاد است، اما برای درک اهمیت جماعت ما در منطقه آلتونا، باید کمی جستجو کنید ... شرکت در رویدادهای اجتماعی از هر نوع نیز نسبتا اندک است. ما مدتی است که به طور فعال در یک میزگرد در محله شرکت داشته ایم. این هم چالش برانگیز است و هم هیجان انگیز. این جماعت دارای یک «ژن دیاکونالی» قوی است، اگر مثلا به Diakoniewerk TABEA، مرکز عیسی یا برنامه اضطراری زمستانی برای بی خانمان ها فکر کنید که دهه هاست اجرا می شود. جماعت قلبی گسترده و آغوش باز دارد. این همچنین فرصت بزرگی برای آینده ماست. برای آینده، به ایده های خوبی برای ساختار و طراحی کار جماعت نیاز داریم. و همچنین خوشحالیم که به مردم کمک کنیم تا عیسی را بهتر بشناسند. اما همچنین طعم هوای واقعی بهاری را می چشیم. یه چیزی داره اتفاق می افته. و حالا هم همراه با قربان و دیگر خواهر و برادرها.
قربان سلطانی:بله، اتفاقات زیادی در حال رخ دادن است، اما وضعیت خواهر و برادران فارسی زبان و دری زبان نیز در برخی مناطق دشوار است. چالش های فرهنگی و زبانی وجود دارد. اما همچنین سختی های شخصی زیادی وجود دارد. ما می خواهیم خواهر و برادرانمان را همراهی کنیم و به آن ها کمک کنیم تا در آلمان مستقر شوند. و دعا می کنیم ایمان تقویت شود و همچنین افراد بیشتری به ایمان بیایند.
دی گماینده: کارستن و کوربان، چگونه آثار را تقسیم می کنید؟ چه نیازها، نگرانی ها، پروژه هایی را انجام می دهید؟
قربان سلطانی: تمرکز من البته بر همکاری با ایرانی ها و افغان هاست.
حمایت شخصی و رویدادها وظیفه اصلی من هستند.
اما ما عمدا گفتیم که من همچنین در تمام رویدادهای دیگر جامعه حضور خواهم داشت و تا حد امکان مشارکت خواهم داشت.
کارستن هوکما:چند ماه گذشته از نظر با هم بودن بسیار پرتنش بوده و لحظات زیبای زیادی را تجربه کرده ایم. قربان دوره غسل تعمید برگزار کرده است. ما با هم در چهارم آدونت غسل تعمید دادیم. این یک همبستگی شاد در کل جامعه بود. با این حال، هنوز دو سرویس وجود خواهد داشت. در سال ۲۰۲۲، می خواهیم فرصت های غیررسمی برای ملاقات ها را تقویت کنیم. جشن های مشترک، گردش ها، کافه زبان و غیره.
از سال ۲۰۲۳ به بعد، می خواهیم ماهی یک بار عبادت را با هم جشن بگیریم. و بعدش چه می شود، خواهیم دید ....
دی گماینده: آیا محیط شما احساس می کند که یک کشیش افغان دارید؟
قربان سلطانی:الان نمی توانی این را بگویی. اما مثلا زنی در جماعت داریم که همیشه افراد جدیدی را به جماعت دعوت می کند. آن ها متوجه می شوند که یک کشیش فارسی زبان وجود دارد. و برای بسیاری از آن ها خوب است. این یک تکه از خانه است.
کارستن هوکما:ما در آینده نزدیک چند گام محتاطانه به سمت این محله برداشته ایم، از نظر کار مشترک من و قربان. برای مثال، می خواهیم افراد اطراف را دعوت کنیم تا در شکل دهی کافه زبان کمک کنند. ببینیم چه می شود...
دی گماینده: آیا مراسم و رویدادهای گروهی شما از زمانی که کشیش دیگری دارید تغییر کرده است؟ چگونه ادغام می کنید و چگونه خانه ای برای مردم کشورهای دیگر ایجاد می کنید؟
کارستن هوکما:بله، قطعا چیزی تغییر کرده است. از آنجا که قربان همچنین در مراسم آلمانی زبان شرکت می کند، برادران و خواهران «جدید» ما نیز گهگاه به مراسم آلمانی زبان می آیند. بعد فقط ترجمه می کنند یا آهنگی را به زبان دیگری می خوانند. در کل، روش و کار قربان باعث شده که این کار برای ما حتی غیررسمی تر شود. اما برای من، برخوردهایی هستند که با قربان و تعهدش ممکن می شوند. این کار سطوح تماس ایجاد می کند. و این ارزشش را به طلا می آورد.
قربان سلطانی:ما ایده بزرگ و پیچیده ای برای آینده نداریم.
ما از هر چیز کوچکی که به ما کمک می کند در کنار هم بودنمان پیش برویم خوشحالیم. برای مثال، در سالن جدید پاریش ما، بخشی به سبک شرقی مبله شده است. خیلی دنج است. به عنوان کل جماعت، ما می خواهیم به خدا و مردم خدمت کنیم. خیلی چیزها در آینده خودبه خود اتفاق می افتند.